تبليغاتX
No Apologies


..........

[این پست رمزدار است]


ادامه مطلب...

+ نوشته شده در سه شنبه 28 مهر1388ساعت 22:6 توسط حامد


آینه

همانطور که دستهایش را زیر شیر دستشویی میشست به آینه نگاه میکرد.مبهوت چهره ی زیبای خودش شده بود.به نظرش از همیشه زیباتر و جذابتر می رسید.به چشمهایش نگاه میکرد که انگار حتی از همیشه هم قشنگتر و عمیقتر و به قول یکی از دوستهایش ماورایی تر به نظر می رسید.پوستش را به طرز عجیبی شفاف و روشن می دید. به ابروهای پیوسته اش نگاه میکرد و مثل همیشه احساس خوبی بهش دست میداد.حواسش به دماغش هم بود که نه خیلی بزرگ و نه کوچک بود.لبهای گوشتی متوسطش را هم حین اینکه برانداز میکرد با انگشت شست و سبابه اش لمس میکرد تا از داغ بودن و هات بودنشان مطمئنتر شود...حالا با دست ِ دیگرش آینه را لمس میکرد.

برادرش که پشت در ِ دستشویی منتظر بود و غر میزد کفری شده بود و دیگر نمیتوانست جلوی خودش را بگیرد.اما دیگر حتی از داد و فریادهایش هم از داخل دستشویی جوابی نمیگرفت...هیچ صدایی از داخل نمی آمد جز صدای شیر آب که حالا دیگر انگار دستی هم زیرش نبود و صدای یکنواخت ِ آب روی سرامیک ِ دستشویی برادر را که از ادرار صبحگاهی به خود میپیچید دیوانه میکرد .دیگر داشت از عصبانیت منفجر میشد که تصمیم  گرفت در را بی هوا باز کند...در را باز کرد...هیچکس نبود...دمپاییها با فاصله از هم جلوی آینه ی دستشویی جفت شده بودند؛ شیر آب باز بود؛آینه هم کمی خیس شده بود...

پسرک به آینه رفته بود....   

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:"آخ" ارزش این چند ماه انتظار رو داشت.مثل همه ی آلبومای خوب دیگه هر چقدر بیشتر گوش میدمش بیشتر به محشر بودنش پی میبرم...فعلا صحبتها بماند...


+ نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت 22:37 توسط حامد |


۱.دیشب صدا و سیمای احمق مصاحبه ی ا.ن و لری کینگ رو با افتخار تمام پخش کرد.جولانگاه ِ حماقت و بلاهت ِ دلقک زشتی رو که حداقل اسما رییس جمهور ماهاست... حقارت حقارت حقارت...صلیب حقارت رو تا بالای کدوم کوه لعنتی باید بکشیم؟... واقعا کارمون به کجا کشیده که رسانه ی اول مملکت خنگی و کودنی و هیچی نفهمی ِ رییس جمهورشو که از درک معنی مصاحبه و سوال و جواب عاجزه رو تو گوش خلق الله فریاد میکنه؟...

واقعا راست میگن که سپیده ی صبح بعد از تاریک ترین ساعت شب سر میرنه؟....

۲.خیلی وقته اینو میخوام بگم و همیشه یادم میره!...رسانه های دستمال(!) ِ دولت توی تنظیم خبراشون در مورد آیت الله صانعی آیت الله رو جا میندازن و اغلب از ترکیب ِ " شیخ مطرود" برای صانعی استفاده میکنن.... همه ش فکر میکنم به این ترکیب و همه ش به این نتیجه میرسم که لقبی از این با شکوه تر و با عظمت تر برای یک شیخ میشه متصور شد؟!... تو طول تاریخ کدوم شیخ ِ درست و حسابی از طرف حاکمیت و قدرت طرد نشده؟...و کدوم شیخ ِ دوزاری در چاله چوله های دربار فرت و فرت کنیز بلند نمیکرده؟...به سلامتی هر چی شیخ مطرود... 

چقدر لذت میبرم از جهالت این ایرناها و فارسها و رجاها و کیهانها و... به قول آن عزیز ِ دردانه زنده باد مخالف من!

۳.از اینجا بخونید مصاحبه ی چاووشی رو که حالا بعد اینهمه مدت اعتراف کرده که آلبوم یه شاخه نیلوفر آلبوم خوبی نبوده....یادش به خیر چه پست تندی نوشتم براش...

۴. ۸ اکتبر آلبوم جدید نامجو(آخ) توی میلان منتشر میشه......روزها چه به سختی میگذرد!


+ نوشته شده در جمعه 10 مهر1388ساعت 22:55 توسط حامد |