تبليغاتX
No Apologies


1.آخر هفته ی قبل یکی از بدترین خبرهای زندگیم رو شنیدم.خبری که با یه کم تغییر میتونست خوشترین باشه. چه میشه کرد که فعلا اخبار زندگی ما بیشتر بد و تلخ و ناراحت کننده ست تا خوب و شیرین و امیدوارکننده....

2.به گمانم اولین باری که تو عمرم روزشماری کردم برای رسیدن اول مهر, تابستان سالی بود که میرفتم سوم هنرستان...الانم دارم روزشماری میکنم برای روز ِ شروع دانشگاه. دلم برای بعضی از رفقای " بی ادعا" خیلی تنگ شده...

3.اما خبرها و انرژی های خوب از اون سر دنیا همچنان میرسه....از اینجا ببینید عکسهای اجرای مشترک محسن نامجو و گلشیفته فراهانی رو در شب قبل از اختتامیه جشنواره فیلم ونیز...

hel2rt45bdkflrth0e1.jpg

4.دو سال پیش همین بغل یه نظرسنجی گذاشتم برای نامجو که به نظرم نظرسنجی درستی از آب دراومد چون امکان کیلویی نظر دادنش رو برداشته بودم...هر چند 13 رای "ضعیفه" کمی مشکوک به نظر میاد!... این نتایج...

5.آلبوم جدید امینم یک شاهکار بی چون و چراست. تصوری که همه ی دوستداران این سالهای رپ و هیپ و هاپ از رپ دارن با این آلبوم بالکل به هم میریزه...به نظرم کسایی که رپ رو با کارای کاریکاتورگونه ی مضحک ِ داخلی و کارای چیپ خارجی شناختن اصلا عاجز باشن از گوش دادن به این آلبوم!...آلبومی به این عظمت و بزرگی که تراک به تراک بمبارانت میکنه...

em and dre

*تو کف این عکسم...


+ نوشته شده در سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 13:9 توسط حامد |


* این دو سالی که با موسیقی پتی اسمیت آشنا شدم و حظ وافری که از اون برده و میبرم یه چیزی همیشه نظرم رو جلب میکرد و اون گمنامی نسبی پتی توی موزیکبازهای ایرانیه.با خودم فکر کردم بهتره به جای اینکه هر چند وقت یکبار چیزکی ازش بنویسم که همیشه خیلی شخصی و خصوصی از آب درمیاد یه مطلب نسبتا مفصل جهت آشنایی شماها باهاش بنویسم.این مطالب که میخونید از منابع مختلف و دریافتهای این دو ساله آشنایی من با پتیه...نثر واحدی برای نوشتن کلش پیدا نکردم.این شد که اولش رسمیه و آخرش محاوره!...(کلا یه جاهایی از رسمی و یه جاهایی از محاوره ای متنفر میشم!)....

مسیح مرد...

Image

اواخر ِ دهه ی هفتاد دختری با سر و وضع شلخته و لباسهای پاره و موهای به همریخته و گاها بریده شده به صحنه آمد و راک ِ متفاوت و به عقیده ی بعضیها در آن زمان زمختی رو ارائه داد که بعدها سرمشق تمام موزیسینهای پانک شد. موسیقی ای که با شور و هیجان بالا و اجراهای پرانرژی پتی و گروهش روی صجنه جوانهای سرخورده ی دهه ی هفتادی رو تسخیر میکرد. پتی روی صحنه به همه میپرید و همه رو می درید.وحشی و افسارگسیخته به جامعه و فرهنگ و سیاست پل میزد و عقادیش رو در هنرش فریاد میکرد...

 آلبوم "Horses" زاییده ی همین دوران و در واقع مانیفست کاری ِ پتی بود که با دکلمه ی سیاسی پتی شروع میشد :"مسیح مرد به خاطر گناهان کس ِ دیگر.اما نه برای گناهان من..."(از ترانه ی "نسل من") دکلمه ای که پتی سی سال بعد در کنسرت تاریخی اش در لندن و بعد نیویورک با اشاره ی طنازانه به همسن بودنش با جورج بوش تکرارش کرد... پتی از نسل جدید مبارزه و قد کشیدن مقابل نسلی رو میخواست که علیرغم تمام رویاهایی که داشت کسی مثل جورج بوش از میانش برخواست... از دیگر ترانه های معروف ِ پتی میشه به "Dancing Barefoot" , "به خاطر شب"(گاها با همراهی بروس اسپرینگستن) و "درباره ی یک پسر"(که در ستایش ِ نیروانای معروف خوانده بود)اشاره کرد...

روح ِ پانک

وجه قالب کارنامه ی هنری پتی آثار پانک او هستند. و کنایه آمیز اینکه در پانک به عنوان موسیقی ای که در ظاهر به شعر به معنای ادبی آن متکی نیست, پتی اسمیتی ظهور میکند و می شود روح ِ پانک که علایق ادبی خاص خودش را دارد و آنها رو میان شعرهایش می آورد.به جز وجه ِ کارهای رمانتیک و عاشقانه ی پتی وجه غالب شعرهای او را اشعار سیاسی و روشنفکرانه اش در بر می گیرد.پتی به عنوان یک هنرمند ِ راک مانند دیگر هنرمندان راک که داعیه ی آرمانخواهی وآزادی خواهی جهانی دارند هیچ گاه خودش را از سیاست و مشتقاتش دور نمی بیند...مخالفت با جورج بوش و جنگ عراق(که ماحصلش آلبوم "ترمپین ِ خیزش" در سال ِ 2004 بود),حضور در تور کنسرتهای "Change" ِ آرتیستهای معروف راک در حمایت از باراک اوباما در انتخابات امریکا و یا اشاره ی جالبش به اعتراضات خیابانی ایران در کنسرت اخیرش از جمله مصادیق سیاسی بودن ِ همیشگی او و البته آرمانخواهی و آزادی خواهی تمام نشدنی وی و نسل راکرهای دهه ی هفتادی و هشتادی ست...

پتی اسمیت؛رویای زندگی

فیلم ِ "Patti Smith;Dream Of Life" ساخته ی استیون سبرینگ محصول 2008,مستند ِ بسیار شخصی ای از زندگی هنری و اجتماعی و خانوادگی پتی و تموم حواشی ریز درشت زندگیشه که در جشنواره های مختلفی در سراسر دنیا به نمایش دراومد که حسابی مورد توجه ِ موسیقی بازها قرار گرفت.فیلمی که با ویدیوهای آرشیوی ِ کنسرتهای رنگارنگ ِ پتی در طی سالیان مدید جذااب از آب در آمده. شخصیت چندلایه ِ پتی همراه با حواشی فراوان زندگیش و ابعاد مختلف فعالیتهای هنری و سیاسی و اجتماعیش فیلم پر و پیمونی رو سامان داده که فقط و فقط سهم ما از آن عطش تماشایش است و البته این تریلری که گیر آوردم ازش...که میتونید از اینجا دانلود کنید... تو همین تریلر میتونید دختر و پسر پتی رو هم ببینید که دخترش(جس)بر خلاف مادرش چهره ی فوق العاده معصوم و دوست داشتنی و خوشکلی داره!:دی...

پتی بلاگر و مسئله ی ایران!...رای من کجاست؟!

چند وقت پیش که به وبلاگ پتی رفتم چیزی دیدم که نظرم رو جلب کرد.دو ماه بود که اینترنت نبودم و بعد از چند روزی که برگشته بودم(!) یادم افتاد سری به وبلاگ پتی بزنم که قبلا مشتریش بودم.معمولا پتی هر چند وقت یکبار چیزکی توش مینویسه.بر خوردم به عبارت ِ "ادای احترام میکنیم به برادران و خواهرانمان در ایران" و  عکس ِ کف دست ِ خونین با زمینه ی سبز که ادای احترام پتی به معترضان ایرانی به انتخابات بود.بعد خبر یکی از کنسرتهای 2009 ِ پتی هم آمد که لا به لای ترانه ی"مردم قدرتمند هستند"ش عبارت Were is my Vote" را فریاد میزده است....پتی مدتی قبل در گفتگو با -فکر میکنم- VOA گفته بود که حاضر است اگر شرایط مهیا باشد در ایران کنسرت مجانی بدهد!...که خب مهیا نیست صد سال سیاه!.... اینجا وبلاگ پتیه ...تو پستهای قبلی هم نوشته هایی در مورد ِ مایکل جکسن،بی نظیر بوتو,باراک اوباما و اتخابات امریکا,استیون سبرینگ و فیلم مستندش, و... میتونید بخونید.

*****

چند سکانس...

1. پتی اسمیت(Patti Smith) متولد 30 دسامبر 1946 در شیکاگو با نام کامل Patricia lee smith است.

2. قبل از فعالیت حرفه ای موسیقی در کتابفروشیهای عمده ی نیویورک مثل "Scribner" و"Strand" کار میکرد که زمینه ی آشناییش با شعرای فرانسوی مثل "بودلر" و "رمبو" و نویسندگان انقلابی مثل "ویلیام باروز" رو فراهم کرد.

3. اولین اجرای اختصاصی در کلوپ CGBG واقع در نیویورک و انتشار اولین آلبوم در سی سالگی.

4. افتادن از صحنه و شکسستگی گردن در سال 1977 و مدتی دوری از صحنه!

5. انتشار کتاب شعری با عنوان "بابل".

6. یکبار ازدواج کرده و یک پسر(Jackson) ویک دختر(Jesse) دارد.

7. شوهرش "فرد سونیک"؛ گیتاریست مشهور در سال 1994 فوت شده.وقتی که تنها 45 سال داشته است.

8. علاوه بر موسیقی و شعر در نقاشی و عکاسی و بازیگری نیز مهارت ویژه ای دارد.

9. موسیقی فیلم؛مهمترین تجربه در فیلم "پایان ِ دنیا" ی ویم وندرس و "قاتلین بالفطره"ی الیور استون.

10.انتشار آلبوم "ترمپیین ِ خیزش" در مخالفت با جنگ عراق و همدردی با مردم عراق در سال 2004

11. منتخب ِ تالار ِ شهرت ِ راک اند رول در سال ِ2007

12. برپایی نمایشگاه عظیمی در پاریس از آثار عکاسی و نقاشی اش در طول 4 دهه در سال 2007

13.شناخته شده به عنوان بت موسیقی پانک و ملقب به القابی چون : روح پانک,مادرخوانده ی پانک و مادربزرگ ِ پانک

14. 47 مین چهره ی بزرگ ِ تاریخ ِ راک اند رول به انتخاب مجله ی رولینگ استون.

15. 44 مین آلبوم ِ جاودانه ی تمام تاریخ در فهرست 500 آلبومه ی رولینگ استون.(آلبوم Horses)

16. دوستی و همکاری با آرتیستهای درجه یک و مشهوری مثل : باب دیلن, بروس اسپرینگستن, نیل یانگ و...

*****

فرصتی برای سکوت نیست...اینجا راک اند رول است!

چند تا لینک :

> آلبوم Wave پتی اسمیت با اجرای گروهش( که قبلا هم یادتون باشه لینکشو گذاشته بودم)....ریلیس ِ سال ۱۹۷۹

>  تک آهنگ ِ "dancing barefoot"

>> راک اند رول دیوانه کننده ی "Rock n roll nigger با همراهی لنی کی(Lenny Kay) که اکیدا توصیه میشود!...اجرای زنده ی سال 1979

>>> تک آهنگ ِ Horses که البته اون اجرای زنده ش که چند پست قبل تعریفش رو کردم نیست..اون رو باید خودم آپلود کنم که....

>>>> اینجا هم چند تا عکس از نمایشگاه عکاسی و طراحی شخصی  پتی اسمیت()که در سال ۲۰۰۷ در پاریس برگزار شد هست که میتونید ببینید....واقعا جالبن...

***

 اینجا  عکسهای محشری از پتی گذاشتم که یکی دو تاشون واقعا در حد شاهکارن که هیچ جای دیگه پیدا نمیکنین...توصیه میکنم از دست ندین!...


+ نوشته شده در شنبه 14 شهریور1388ساعت 20:25 توسط حامد |


برای تمام کسایی که ازم سوءاستفاده کردن و خواهند کرد...

میگن دنیا دنیای رندی و زرنگی و کلاه خودتو چسبیدنه...دنیای به فکر "خودت" بودن...به یاد "خودت" بودن...هوای "خودت" رو داشتن...گلیم "خودتو" از آب بیرون کشیدن و ... میگن و میگن و بازم میگن...فرهنگ شده و رفته تو پوست و خون همه ی جماعت...از خرد و کوچک و ریز بگیر تا بزرگ و کلان و گنده!...همه و همه و همه!

اما من هنوز در برابر همه ی دنیام!..هنوزم دلم جا داره برای رفاقتای تازه...هنوز حاضرم بی قید و شرط دست رفاقت بدم,بی قید و شرط نارو بخورم!...و شاید این یه تاوانه و یه راز که نمیخوام تو دنیای واقعیم کسی ازش خبردار بشه... رازی که پشت سر تمام این سالای زندگیمه... تمام این سالا که از بچگی تو کوچه و مدرسه و بعد هنرستان و دانشگاه همیشه دوست داشتنی بودم!...همیشه دست رفاقت به طرفم دراز بوده... و نمیدونید چه لذتی داره اینکه همه دوست داشته باشن تو "تیم" ِ تو باشن...دوست داشته باشن به تو پاس بدن!...نمیدونید چه کیفی داره وقتی با دوستات داری قدم میزنی هر کدوم جالب ترین چیزی رو که تازگی شنیدن میخوان به "تو" بگن و ممکنه تو یه لحظه دو نفر بهت بکن ... - حامد... و تو بمونی به حرف کدوم گوش بدی و تو چشم کدومشون نگاه کنی...نمیدونید چه کیفی داره که بچه شهرستونیای دانشکده "داش حامد" صدا کنن...رفقات واسه خوشحالیت هر کاری کنن...

اونم تو! تویی که ذاتا بدقلقی ! تویی که هر چقدر هم گوشت تلخی کنی...هر چقدرم سرشون داد بزنی و عاقل اندر سفیه نگاشون کنی...هر چقدر فحششون بدی...تحقیرشون کنی و تو سرشون بزنی ذره ای از دوست داشتنی بودنت کم نمیشه...چون راز یه چیز دیگه ست...تاوانیه که برای همه ی این رفاقتا باید بدی...پایبندی به تمام این دستهای دوستی و بیخیالی و گذشت از پشت پا خوردنا و زخم خوردناست... راز قلبیه که تو تمام این سالها درش باز بوده به سمت رفاقت و دوستی و صمیمیت و عشق با هر تلفات و عوارض ممکنی!...راز دلیه که جا داره به اندازه ی تمام آدمای زمین.... و هر چقدرم که اون نوع آدمای ِ زرنگ و خوددوست اول متن که گفتم چنگ بندازن به قلبت و رخمیش کنن,قلب زخمی بر خلاف قوانین فیزیکی منقبض و بسته که نه؛ باز و بازتر میشه...

پ.ن۱:لطفا کسی یادآوری نکنه که رفیق خوب کم شده تو این دوره زمون!...که من هنوز دارم چند تایی!

پ.ن۲:عشق ِ خوب هم پیدا میشه...هنوز!

پ.ن۳:صحبت خودتحویلگیری و خودشیفتگی رو نکنید که.... خب عادت به فروتنی ندارم!

پ.ن۴:پیشامدی رخ داد و مجبور شدم به نوشتن این پست و این افشاگری!:دی....پست مفصل پتی اسمیت که قولش رو داده بودم بماند پست بعد,عوضش کلی لینک ِ جالب جمع کردم تا حالا!:-)

*"من در برابر همه ی دنیا" نام یکی از آلبوم های توپاک شکور, اسطورمه...که یادمه چند پست قبل هیشکی نشناختش!...


+ نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388ساعت 0:14 توسط حامد |


و حالا من راس ساعت ۳:۰۵ صبح خوشبخترین آدم روی زمینم با این نسخه ی سال ۱۹۷۵ ِ آهنگ "اسبها" ی پتی اسمیت افسار گسیخته که تازه گیر آوردم...دیوانه کننده و رعب آور...واقعا کی فکر میکرد سالها بعد به این دختر  ِ "دیوانه" بگویند روح پانک...مادرخوانده ی پانک...مادربزرگ ِ پانک...

پ.ن : horses  horses  horses horses horses  horses horses  horses horses  horses  horses


+ نوشته شده در جمعه 6 شهریور1388ساعت 3:23 توسط حامد


از بدسلیقگی ژاپنی ها بود یا جبر روزگار همیشه کاکروی ما بازنده بود...واکاشی زومای خوش تیپ از هیشکی گل نمیخورد آخرش از سوبا گل میخورد... سوبا همیشه برنده بود...همیشه... و لج ما پسربچه های فسقلی در میومد که چرا همه ی گره های دراماتیک داستان با پیروزی سوبا باز میشه... اما با تموم گافها و ضعفهای ریز و درشت این یگانه کارتون روزگار ما انقدر دست ِ ذهن و خلاقیت ما باز میموند که فکر ِ خواهر خوشگل میزوگی و دامن چین دار کوتاهش باشیم و عموی برزیلی سوبا رو به چیزیمون نگیریم و تا آخرین قسمت امیدوار باشیم به برد کاکرو...به باخت تیم شاهین...

پ.ن1: تو این پتیارگی و پلشتی روزگار و احوال خرابم فکر کردم چه لزومی داره نوشتن از این غم و غصه ها و تلخیا...فعلا تا "فوتبالیستها" هست تا پتی اسمیت هست تا مگان فالوز هست تا کریستوفر والکن هست... گور بابا هر چی تلخی و سیاهی...

پ.ن2: پتی و مگان و کریستفور بماند برای پست بعد!


+ نوشته شده در سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 0:9 توسط حامد |