تبليغاتX
No Apologies


تازه: چون شوالیه، پست شب پیش رو که غیرفعال شده بود دیده بود(که یه نامه به جناب آهاری تنظیم کننده ی آلبوم چاووشی هست).تصمیم گرفتم تو یه صفحه ی جدا این پست حذف شده رو بذارم...خواستید از اینجا ببینید...

1.حال و احوالم بهتره اين روزا!...شنبه آزمون رانندگي رو هم قبول شدم.پارك دوبلي براش گرفتم كه گرفتن بقيه آيتما رو بي خيال شد...انگار چون گواهينامه قراره بياد دستم حالم بهتر شده.تو فكر اينم شبا برم مسافر بزنم! چطوره؟!

2.بچگياي ما 67-68-69 اي ها يه برنامه صبحا پخش ميشد فكر كنم به اسم "شهر بستني ها" اين برنامه صبحها تكرار داره ميشه...كلي خاطره ست و نوستالژي. يادمه خيلي اين برنامه رو دوست داشتم.الان هم كه نگا ميكنم همين حس رو دارم مخصوصا به بستينا چوبي و قيفي،هر دو بامزه بودن چه چوبي ِ پسر چه قيفي ِ دختر! سرودهاش هم همه شيرين بود....چه قدر خوشحالم كه كودكيام با اينا و كارتوناي دو بعدي پر از خط و خراش پر شد تا با پورنگ و امير محمد و ...

3.امروز  پاس و استقلال با هم بازي دارن.اگه بليت گير بياد دانشگاه رو دودر ميكنم و ميرم. به خاطر ساقهاي مجتبي جباري كه به نظرم فوتبالش با كلاسترين فوتباليه كه تا حالا يه ايراني ارائه داده...تيم شهرمون هم كه ماشاالله انقدر طرفدار داره كه به ما محتاج نشه...

4.اما مهمتر از پاس و استقلال بازي امشب يووه و رئاله. تيم پرشكوه ما در ضعيفترين وضعيت تاريخ خودش با قدرتمندترين تيم دنيا بازي داره...يووه ي اين دو-سه ساله خيلي ضعيف بوده...از ناپولي و پالرمو باخته اما هنوز يه شكوه و عظمت پشتش هست كه ميلان و اينتر و رم رو( تو فصل قبل) بتونه ببره...امشب هم چه په ببازيم چه ببريم چه آبكش شيم چه سوراخ كنيم! باز هم: ويوا يووه ويوا الكس!...شك ندارم الكس امشب تور رئال رو ميلرزونه...

پ.ن: چقدر فوتبالي شد پست امروز!...كي از فوتبال بدش مياد؟!...

پ.ن2: از صحبت درباره ي آْلبوم چاووشي نپرسيد كه ديشب يه پست واسه ش گذاشتم اما بعدش پشيمون شدم و برداشتم!...حس بدي دارم به اين آلبوم! دوست ندارم ازش بنويسم!...فقط آهنگ "كجاس بكو" تراك 2 رو عشق است...

پ.ن3 : يه خواننده ي 16 ساله ي راك- پانك ِ دختر كشف كردم كه چيز بدي نيست: demi lovato  كسي ميشناسه ؟...پست بعد ازش ميگم...


+ نوشته شده در سه شنبه 30 مهر1387ساعت 10:1 توسط حامد |


بعضي وقتا يادم ميره چقد حالم بده...

+ نوشته شده در شنبه 27 مهر1387ساعت 12:4 توسط حامد


ميخوام اميدوار باشم نميتونم! ميخوام طرز فكرمو عوض كنم نميتونم! ميخوام آدم ديگه اي بشم نميتونم! ميخوام يه حس خوب ِ تازه تو خودم پيدا كنم نميتونم! ميخوام يه ترانه بگم كه توش ياس وسياهي نباشه نميتونم! ميخوام انرژي منفي ساطع نكنم نميتونم! ميخوام بفهمم زندگي يه فرصته نميتونم! ميخوام خودمو با شرايط وفق بدم نميتونم!

ميخوام طرز فكرمو عوض كنم نميتونم! ميخوام ديگه نگم نميتونم ، نميتونم!

پ.ن1: ارجينال آلبوم چاووشي رو گرفتم.تا حالا كه خوشم نيومده! طرف كه آهنگا رو تنظيم كرده(محمدرضا آهاري)، خيلي ديگه تنظيم كرده!!!(جوگيري كه ميدونيد يعني چي؟...بدتر از پاچه گيري ِ سگه لا مسب!!!)

پ.ن2:كسايي كه گوش دادنش نظر بدن تا دربار ه ش صحبت كنيم بعد...

پ.ن3: محمدرضا فروتن دوستها جلد اين هفته ي "چلچراغ" رو از دست ندن...رو جلد پشت سر ممدرضاس جلد رو كه باز ميكني ورق برميگرده!...قشنگه.

پ.ن4:نامجوها،دلپيه رو ها،چاووشي ها و كيميايي ها و فروتن ها و... يه زمان واسه م عشق بودن و علاقه، بعدش شدن دلخوشي،اما حالا فقط شدن بهانه!

پ.ن 5: بازم ترانه از خودم بذارم يا حالتون به هم خورد از قبلي؟:دي

پ.ن 6: يكي از دوستان اس ام اس فرستاده: زنده بودن را به بيداري بگذرانيم،زيرا كه سالها خواهيم خفت...(شريعتي)...آخ كه چقدر  دلم خواب ميخواد! خواب ِ سنگين...

پ.ن7: خواهشا تو نظرا با آمپول هوا اميد تزريق نكنيد!!!...حرفاي اميدوارانه ي پر از زندگي بيشتر حالمو بهم ميزنه....همه رو از حفظم! اينا رو هم فقط دوست دارم يه جا بنويسم بلكه م خالي شم(كه نميشم!)...ميتونيد به اين مباحث كه رسيديد اصلا نخونيد!

پ.ن8:قربان همه ي شما... زنده باد پ.ن!!!


+ نوشته شده در جمعه 26 مهر1387ساعت 20:3 توسط حامد |


دوست دارم تا ته دنيا

هميشه تنها بمونم

دست هيچكسو نگيرم

با خودم تنها بخونم

 *

دوست دارم كه زير بارون

چتري رو سرم نباشه

هيچ دليل ِ عاشقانه

واسه هق هقم نباشه

 *

خوش ندارم زنده باشم

با اميد ‌‌‌‌‍‌ ‌[ كه حرف ِ مفته]

هر كس از اميدي گفته

از ته ِ دلش نگفته!

***

من همينم كه همينم

يه آدم برفي ِ خسته

يه آدم برفي كه يه عمر

زير ِ خورشيدا نشسته!

 *

فكر ِ هيچي رو ندارم

سيم ِ آخر تو نگامه!

من ديگه آخر ِ خطم

ته ِ ديگ ِ لحظه هامه!

 *

اوس كريم ميشنوي يا نه؟!

حكم ِ تو واسه م مهم نيست!

به فرشته هات بگو كه

اون آدم بنده ي من نيست...

 

پ.ن : يه گيتار برقي ميخوام...


+ نوشته شده در پنجشنبه 25 مهر1387ساعت 0:40 توسط حامد


++: همين الان محمد يه لينك از دي وي دي ِ سريال محبوبمون آنشرلي (روياي سبز)گذاشت...اين لینکش واسه باقي رفقا كه يادمه تو پستي كه درباره ش نوشته بودم جوياي دو وي دي بودن...

1.آلبوم محسن چاووشي امروز بيرون اومد...هنوز آلبوم رو گوش ندادم...استثنائا دوست دارم اين آلبوم يه جور ِ قانوني به دستم برسه...از شما هم ميخوام كه اين آلبوم رو بخريد به خاطر چاووشي حداقل!...فقط هم مسائل مالي نيست.روزهاي آينده گويا رضا صادقي و بنيامين هم ميخوان آلبوم بدن بيرون...(بنيامين هم اطمينان داده پرفروشترين ميشه كه معلوم نيست چه ژانگولربازي درآورده كه انقدر مطمئنه!)...خلاصه خوش ندارم چاووشي جلو اينا كم بياره...شايد بگين مطمئن باش چاوشي بيشتر ميفروشه...ولي باور كنيد اين ملت با يه تكنوي متفاوت، يه سمپل جديد، همه چي يادشون ميره!...موسيقي ِ پاپ ديگه...پاپ!ميفهمين كه؟! 

2."مرگ تدريجي رويا" اين هفته ها داره از يه بازيگر حالا ديگه مطمئن رونمايي ميكنه...پولاد كيميايي داره نشون ميده حكم اتفاقي نبوده،داره نشون ميده ميتونه بازيگر خوبي باشه...پسر كارگردان محبوب ما داره اعلام موجوديت ميكنه.(و بايد يه تشكر ويژه هم كرد از فريدون جيراني كه اداي ديني كاملي كرده...با شخصيتي كه براي پولاد طراحي كرده...نماهاي قهرمان نمايانه اي كه از پولاد سوار موتور گرفته و البته خيلي جاها بي مورد توي سريالش گذاشته!...به هر حال ممنون آقاي جيراني!)

                  

3.خبر پست قبل كه اونطور جيغ گذاشتمش بالا،كلي ذوق زده م كرد.فوق العاده ست...كنسرت مشترك گروهي مثل كيوسك با كسي مثل نامجو!...خوش به سعادت حاضرين در كنسرت كه كلي حال كردن... متاسفانه از كيوسك دو تا آهنگ بيشتر گوش ندادم...تو سايتاي مختلف هم كه تموم لينكاشون مشكل داره...كسي نيست كه يه لينك سالم از كيوسك داشته باشه؟

4. براي معاينه چشم امتحان رانندگي رفتم پيش آقاي دكتر...چشم راستم ضعيف از آب دراومد كه البته جناب دكتر لطف كرده مرقوم فرمودند مشكلي ندارم...با چشم راست تمام علائم رو رو به پايين ميديدم! به نظرتون از منفي بيني و تاريكنگري خودمه؟!:دي

- يه آدم حسابي پيدا شه بگه كي گفته پايين هميشه منفي و سياس؟...بعضي وقتا از اون بالاها بيشتر بوي گند مياد...- نه؟


+ نوشته شده در سه شنبه 23 مهر1387ساعت 19:53 توسط حامد |


 + تازه و مهم! : کنسرت مشترک محسن نامجو و گروه کیوسک!....جزییات را همراه با اخبار دیگر از کلاسهای کارگاهی نامجو در دانشگاه استنفورد  از اینجا بخوانید...

1.مدتي بود تو سايت محسن نامجو يه خبري بود از آلبوم "جبر".آلبومي كه در واقعا يه نيو ارنجمنت از همون آلبوم قبليه كه گوش داديم...اين آلبوم رو كمپاني Nedai Records تهيه كرده و تو اروپا و امريكا پخش كرده.از اين لينك ميتونيد دموها رو خيلي راحت گوش كنيد كه البته با يه كمي ايراني بازي(!) ميتونيد دانلودش هم كنيد!...تنظيم آلبوم كه با نوازنده هاي حرفه اي اونورآبي انجام شده به نظر من فوق العاده س!...ديگه اينجا گيتارالكتريك يا حتي بيس جلوي صداي نامجو كم نمياره...كيفيت ظبط هم كه ديگه فوق العاده ست كه فرق استوديوهاي اونجا رو با اينجا نشون ميده...كارها فوق العاده با شور و انرژي تنظيم شده...به علاوه اينكه يه قطعه جديد هم تو ليست آهنگا هست كه البته غيرفعاله...خود جبر و اي كاش و بيابان فوق العاده دلجسب و شنيدني از كار دراومده...در كل يه آلبوم راك-بلوز-سنتي ايراني(!) خيلي قشنگ از آب دراومده كه نميدونم كاملش چطور قراره به دست ما برسه...       

                            JABR                   

2.تو سايت خود نامجو هم ميتونيد يه مصاحبه از voa  با پتي اسميت دوست داشتني(ستاره ي زن ِ راك) ببينيد كه توش درباره ي نامجو هم كمي حرف ميزنه...

 

* آهنگ وبلاگ " my immortal"  از اونسسنسه... كه اگه يهو پخش ميشه و رو اعصابه بگيد برش دارم...


+ نوشته شده در جمعه 19 مهر1387ساعت 11:44 توسط حامد |


خيلي دوس دارم يه جوري درست كلكم كنده شه...و گرنه  تموم عمرمو  بوي گند ميگيرم...


+ نوشته شده در سه شنبه 16 مهر1387ساعت 11:17 توسط حامد


دوست دارمهاي1 (بخش جديد!)

دوست دارم يه مزرعه تو تگزاس داشتم كه تهش معلوم نبود! نه اينكه خيلي گنده باشه ها! نه! حال ِ حساب كردن و تا ته رفتنش نبود! توش گاوچروني ميكردم با مهارت تمام! سوار اسبم اينور و اونورو سركشي ميكردم.كار ميكردم و كار ميكردم...

يه زن داشتم كه از ته دل به زن بودنش افتخار ميكرد.عقايد ِ فمينيستي هم نداشت! لباساي ويكتوريايي ميپوشيد و منتظر ميومد دم ِ در!

كلبه م چوبي بود و هيچ سنگ و آجري توش به كار نرفته بود.ميز و صندلي ها هم! يه شومينه هم بد نبود با هيزم هاي واقعي كه خودم شكستمشون!...همين!... دوست ندارم خيلي شلوغ باشه!...

خونريزي از نوع اونسسنس!

اينروزها اصلا حال خوبي ندارم.يكي از دوستان تو نظراي پست قبل گفته بود چطوري الان كه هيچ چي معلوم نيست درباره ي پستهاي بعديت انقدر نااميدي؟! كه از قضا پيش بينيم خيلي بدتر از اونچه كه فكرشو ميكردم رخ داد...شايد همون قضيه درس خوندن واسه نمره 10 باشه كه  آخرش ميشه فاجعه!:دي...دانشگاه لعنتي هم شروع شده و خلاصه الان يه آدم كاملا نااميد داره باهاتون صحبت ميكنه!...تحملش كنيد...

اين وسط ميمونه چندتا دلخوشي ِ كوچيك: اينكه مثلا درسا رو تو تلوزيون ببينيم...و يا برادرزاده هام كه چه زندگي اي به پدربزرگ و مادربزرگشون ميدن...و صدالبته نظراي محشر شما...

چند روز پيش يه آلبوم از گزوه اونسسنس پيدا كردم با نام IN The Shadow . اين آلبوم كمتر شنيده شده و بهتر بگم اصلا يه آلبوم ِ غير رسميه كه چندتا از آهنگاي قديميه گروهه همراه با چندتا آهنگ ديگه كه حداقل من نشنيدم!...ترك 2 آهنگ Bleed(خونريزي) كار جالبيه.سبك متفاوتي از خوند امي لي. از اين لینک ميتونيد ليست آهنگها رو ببينيد و دانلود كنيد...

        

امي لي نمونه ي كامل ِ يه راكر مدرن، با يه سابقه ي درست حسابيه.يه خواننده ي فوق العاده با يك صداي مقاومت ناپذير!...و يه پيانيست عاليتر! (تمام اين تعريفها به افتخار امي و اونسسنس كه اينروزها رو با تمام ملال و افسردگيش با اوناس كه تحمل ميكنم!)...اگه پایه بودین یه پرونده واسه امی لی و یه بحث جمعی تنگش میریم تو پست بعد...

 

پ.ن۱:از تمام كمكها و مشورتها درباره ي اون قضيه تو پست قبل ممنون...و البته خبرهاو و به قول مريم آمار ِ نيكي نصيريان...

پ.ن۲:پشت صحنه ی بزنگاه محشر بود...دیدید؟!...اون پسره که میخندید و  عطاران رو میزد(همون ناتوان ذهنیه)رو چند وقت قبل تو تلوزیون دیده بودم که با افسردگی از تنهایی و بی کسیش حرف میزد...دمت گرم آقای عطاران!


+ نوشته شده در یکشنبه 14 مهر1387ساعت 1:5 توسط حامد |


1.ميخوام از يه مرض رواني-عصبي كه مدتيه باهاش درگيرم باهاتون صحبت كنم! شايد كمكي/امدادي/.مشورتي چيزي رسيد...اين چيزي كه ميخوام بگم خيلي چيز  ِ عجيبيه و ميتونين باور نكنين!...قضيه اينه كه بعضي اوقات جريان زندگي اطرافم به طرز ترسناكي تند و شديد ميشه! صداهاي خيلي آروم خيلي خيلي بلند ميشن.حركات اطرافم-حتي راه رفتن معمولي خودم! يا حرف زدن بغل دستيم-تند و سريع ميشه و... .اين مرض جالب(!)-به قول يكي از رفقام!- هر موقع هم كه دلش بخواد مياد سراغم-مثلا ديشب موقع تايپ كردن! صداي كيبورد مثل صداي يه گله اسب تركمن تو سرم ميكوبيد و ميكوبيد!-هميشه هم در حد 1 يا حداكثر 2 دقيقه!...خيلي عجيبه نه؟!...

شايد زياده روي در موزيك گوش دادن اين عاقبت رو داشته.نميدونم!!!...تو ماه رمضون علاوه بر روزه ي معمولي،روزه ي متال هم گرفتم! اما راك رو هيچ رقمه نميشه لب نزد!...باور كنيد!

2.اينروزها آموزش رانندگي ميبينم...ديروز سوار ماشين برادرم بوديم.موقعيت طنزي بود! برادرم حين اينكه از راست سبقت ميگرفت،حين اينكه لايي ميكشيد و از اين لاين به اون لاين ميكرد.ميگفت:-سبقت از راست ممنوعه! يادت باشه!...يه لاين انتخاب كن و توش بمون،اينور و اونور نرو! و... گفتم كه موقعيت طنزناكي بود و باز هم تاكيدي بر اين نكته تاريخي كه هر چيز را به ضد آن بشناسيد...چون حالا تمام نكاتي كه برادرم گفت رو حفظم(كاملا!)!

3.اين قطعي آب ِ شبانه- كه در منطقه ي ما رخ ميده-  هم براي خودش حكايتيست! جريان آب قطع ميشه اما آب به يمن پس انداز روزانه براي مباداي شب، به صورت راكد در دبه(!)هاي سابقا سركه و حتي آفتابه ي مشهور ،جهت استفاده هست...بدويت خاصي دارد اين دستشوييهاي شبانه!!!و راستش بامزه است! نه خبري از سيفون است و نه شلنگ پرفشار!!! ماييم و آب راكد ِ آفتابه!...:دي

4. عكسهاي جديد گلشيفته فراهاني رو كنار لئوناردو دي كاپريو در فيلم "مجموعه ي دروغها" از >>اینجا<<ببينيد...

5.مجوز محسن چاووشي هم بالاخره قطعي شد! عيد فطر "يه شاخه نيلوفر" بيرون مياد...حيف! دوست داشتم چاووشي فرار كنه بره اونور آب!

پ.ن:اين ماه رمضان عزيز هم كه دارد ميرود كم كم!...همينطور كه تو اين پستاي اخير ديديد سرحالتر و بهتر بودم...اما پستهاي بعدي ِ بعد از ماه رمضان در راه است! پستهاي يحتمل پر از نااميدي و تنهايي و راك و اونسنس و  لاورن هيل!


+ نوشته شده در یکشنبه 7 مهر1387ساعت 1:47 توسط حامد |


1.وبلاگ درسا: راستش اين قضيه ي پيشنهاد ِ وبلاگ ساختن براي نيكي نصيريان(درسا) از جانب بنده اولش بيشتر يك شوخي بود! و شايد يك جور نشان دادن علاقه ي شخصي به اين پديده...اما با لبيك شما رفقا قضيه براي خودمم از حالت شوخي خارج شد(با توجه به عمق جذاب بودن و بتركان بودن سوژه!!!)...تقريبا همه ي دوستان براي زدن وبلاگ پايه و بعضا چارپايه هم بودند!...

 اما نظر من براي اين وبلاگ اينه كه اگر كسي ميخواد وبلاگ هوادارني براي كسي مثل نيكي نصيريان بزنه حتما بايد با خود درسا ارتباط برقرار كنه! چون به هر حال پديده اي مثل درسا مثلا محمدرضاگلزار نيست كه عكسها و مصاحبه هاش اينور و اونور ريخته باشه و با يه كپي پيست ساده بشه يه وب خوب براش ساخت! لذا اين ايده ي خوب از جانب من(:دي) عملي به دست پايتخت نشينهاي عزيز است...

2." آن که بر فراز بلندترین کوه رفته باشد خنده می زند بر همه ی نمایش های غمناک و جدی بودن های غمناک"...اين جمله هم از نيچه به افتخار رضا عطاران...

بزنگاهي ها بشتابند به سایت سینمای ما و در نظرسنجي بهترين سريال ماه رمضان روزي يكبار(!) شركت كنند!!!...اين اقدامي است در جهت هر چه بيشتر آشنا كردن دهان منتقدين بيسواد و بينندگان يول با چيزي به نام آسفالت!!!:دی

این مقاله رو هم همینطور که محمد تو نظرا گفت از دست ندین...

* /4.اين مطلب رو از وبلاگ دختري با كفشهاي آل استار بخونيد...يه ديالوگ قشنگ بين نويسنده مطلب با سهراب كه يحتمل به خاطر يه دلگرفتگي ِ اصيل اينطور قشنگ از آب دراومده...


+ نوشته شده در چهارشنبه 3 مهر1387ساعت 1:38 توسط حامد |