تبليغاتX
No Apologies


اعتیاد

بعد از نزدیک یک سال به راه افتادن اینجا تازه وبلاگ داره اون چیزی میشه که میخواستم.یه جور پاتوق.یه جا که چند نفری درو هم جمع شیم و گپ بزنیم.تو این چند پست آخر و آشنایی با رفقای جدید حسابی به اینجا امیدوار شدم.بدجوری به نظراتون اعتیاد پیدا کردم! همه چیز همونجوری شده که میخوام.همین که میاین و پستا رو کامل میخونید و نظر میدید کلی برام ارزش داره. اینکه نظرا الکی نیست...التماس برای اینکه به وبلاگ منم بیا نیس...اینکه هر پست خیالم راحته 10-12 تا نظر خالص بخونم و حال کنم از دور هم بودنمون...

 

تازگی

مثل اینکه شوخی شوخی بهار هم داره از راه میرسه,یک سال دیگه هم گذشت.راستی چرا هر چقدر بزرگتر میشیم سالا زودتر میگذرن ؟ ولی به نظرم این بهارا هیچی نداشته باشه یه جور احساس تازگی و تحول رو تو آدم زنده میکنه,بعضیا رو خیلی و بعضیا رو هم کمی امیدوار میکنه.خب اینا که بد نیست,هست؟ پس پیشاپیش بهارتون مبارک!باشد که متحول شویم!

 

حامد بهداد

آدم بعضی اوقات مجبور میشه به یه نفر حسادن کنه! خواهشا خودتونو نزنید اون راه! این یه حقیقته.چند شب پیش سر قسمت آخر یه مشت پر عقاب به حامد بهداد حسادت کردم به اون همه نبوغ و استعدادش.

نمیدونم وقتی به خلعت(رضا کیانیان) التماس میکرد تو چشاش نگاه کردین؟ (- یه کاری بکن…التماست میکنم…التماست میکنم) جلو تلویزیون یخ زده بودم…

 

سشوار

به عنوان عیدی چند تا چیز تازه از محسن نامجو براتون پیدا کردم که اگه نامجوباز باشید خوشتون میاد اگه هم نه که هیچی! نامجو یه ترانه داره با نام "گیس" که چند وقت پیش پخش شد.اگه کار رو نشنیدید یه لینک از این آهنگ میذارم که در واقع اجرای زنده در کنسرت روتردامه. سنگینه اما زود دانلود میشه مخصوصا اگه نصفه شب آن باشین! این آهنگ شعر عجیبی داره و نامجو یه جاش هم با آیه ی  " و اعتصمو به حبل الله و لا تفرقو " یه بازی جالب میکنه.یه قسمت از شعر کارم واسه قلقلک بیشتر شما میذارم:(برای دانلود آهنگ میتونید به  اینجامراجعه کنید)

ای درد توام درمان در بستر ناکامی

وی یاد توام مونس در گوشه ی تنهایی

وی خاطره ات پونز , نوک تیز ته کفشم!

این صندل رسوایی, این صندل رسوایی!

گرگی تو و میشم من , جمعا به تو آویزیم!

آب از تو سریشم من , جمعا به تو آویزیم!

اگزاز و دیازپامی, جز زلفت آرامی!

چون زلف تو نارامم رسوا و پریشم من!

سشوار …سشوار…سشوار!

دریای خزر گردم خواهی تو اگر جونم!

محصول هنر گردم خواهی تو اگر جونم!

ای وای...ای وای...ای وای!

Namjoo

این هم یه عکس تازه از نامجو کنار دیوار برلین…

پیوست1: از اونجا که تموم کارهای من و کلا فلسفه ی زندگیم حسی و دلیه, خواهشا از کاوه و سیاوش و ....سراغ نگیرین که پا نمیدن.(من اگه این فعل پا دادن نبود چی کار باید میکردم؟؟)

پیوست2:مازیار و مهشید مرسی از استقبالتون برای خاطرات هنرستان...راستش نوشتن از اون دوارن دل و دماغ میخواد که فعلا نیست.میدونید که بعضی اوقات بسته به موقعیت فعلی آدم یادآوری خاطرات خوش گذشته زجرآوره...


+ نوشته شده در دوشنبه 27 اسفند1386ساعت 1:17 توسط حامد |


1.اينكه بعد از يه مدت طولاني زندگي عشقي و بي نظم يه دفعه به يه محيط منظم پا بذاري خيلي آزاردهنده ست دقيقا مثل الان من كه به از 10 ماه  زندگي بي حساب كتاب عشقي و حسي به تمام معنا مجبورم 4 روز در هفته رو منظم و سروقت باشم تازه دو روزش هم از نوع 8 صبح! اينا رو گفتم كه يعني تاخير بيش از حدم به خاطر اين شرايط جديده و اينا و اونا و اينا......

2. تا حالا با هيچ كدوم از همكلاسيام ارتباط درست و حسابي نگرفتم.بدجوري اينجا تك و تنها افتادم. البته خيلي مهم نيست خيلي وقته با تنهايي كنار اومدم.عصرا با رفيق شيشا ميچرخيم...به ياد هنرستان...تنها نقطه ي روشن زندگيم...جايي كه 2 سال به معناي واقعي كلمه توش زندگي كردم...(خاطرات هنرستان بماند براي يه پست جدا...اگه پا داد)

3.از نظراتون تو پست قبل ممنون.تشابه نسبي ِ نظر عسل و دختر خورشيد برام جالب بود، از اون ور اسعد و مازيار هم مثل هم زدن به بي خيالي. چيزي كه يه آدم مدرن بايد تو اين دنياي مدرن داشته باشه.

راستي عسل اون شعر سهراب كه بخشي شو نوشتي محبوب ترين شعر عمرمه.

4.اين چند وقته كه وبلاگ تعطيل بود كلي سوژه هم از دست رفت.آلبوم كاوه يغمايي كه بالاخره بيرون اومد،دموي آلبوم سياوش،علي دايي(!) و...تازه قرار بوده كه از حبيب هم بنويسيم كه بماند...

كسايي كه آلبوم كاوه رو شنيدن نظر يادشون نره تا تو پستاي بعدي مفصل بريم سراغش...دموي يكي از آهنگاي سياوش هم تو وبلاگ سياوشموزيك(لوگوي بغل) هست البته فكر ميكنم چند روز بعد آلبوم كامل بياد دستمون.

احتمالا تو امريكا آلبوم پخش شده...

5. اين شعر عمران صلاحي رو خيلي دوست دارم...هر چند كار من يكي ديگه خيلي وقته  كه از خستگي هم گذشته!

كمك كنين هلش بديم،

چرخ ستاره پنچره

رو آسمون شهري كه ستاره،برق خنجره

گلدون سرد و خالي رو بذار كنار پنجره

بلكه با ديدنش يه شب،وابشه چن تا حنجره

به ما كه خسته ايم بگه،خونه بهار كدوم وره؟

 


+ نوشته شده در جمعه 17 اسفند1386ساعت 1:33 توسط حامد |