با مدعي نگوييد اسرار عشق و مستي
تا بي خبر بميرد در درد خود پرستي
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با كافران چه كارت گر بت نمي پرستي؟
عاشق ارنه روزي كار جهان سر آيد
ناخوانده نقش مقصود واز كارگاه هستي...
*استاد ادبياتمان برام فال گرفت و اين غزل حافظ عزيز آمد و چه خوش آمد و چه خوش به خال زد!
پ.ن:يك ماه ديگه وبلاگ 1ساله ميشود و تغيير و تحولات در راه است...نمونه هم كه ميبينيد در بنر و نام و...نظر فراموش نشود
!۱.« تقصیر من چیه خدا؟!
که دنیاتو دوس ندارم
که از تموم لحظه هاش
دلزده و بیزارم!
تقصیر من چیه خدا؟!
که حس خوبی ندارم!
که بی اراده یه دفه
مثل یه بارون میبارم!...»
کافه رویا تعطیل شد اما قرار نیست که دیگه ترانه های من رو تحمل نکنید! چیزی قابل نوشتن باشه، اینجا میذارم...مثل همین نصفه ترانه که بقیه ش به همون دلیلی که کافه رویا تعطیل شد سانسور شده...!
۲.
عکس: حاشیه ی پایین روپوش بنده! / هنرستان فناوران سال 1384
میدونم لوس بازیه، اما دوس داشتم این عکسو اینجا بذارم واسه روحیه خودم...بعنوان یه یادگاری...میتونید به عنوان خاطره هم قبول کنید!
پ.ن1:خوب نیست وبلاگ آدم انقدر دیر دیر آپ بشه اما خب واقعا این چند روزه شرایط خوبی نداشتم و البته الانم خیلی خوب نیستم...از این طرف وبلاگ هم مثل قبل نیست انگار تنهاییم در دنیای واقعی به فضای مجازی نت هم کشیده شده....
پ.ن2: دارم به دانشگاه عادت میکنم البته فقط به خودش نه چیز دیگه...اینجا هنوز هیشکی جرات نکرده به اسم کوچیک صدام کنه! راستی من چرا انقدر برج زهرمار شدم؟؟
پ.ن3:محسن چاووشی ِ عزیز همچنان میخواند...« - ...اما تو کوه درد باش طاقت بیار و مرد باش»...به افتخار تو چشم!
پ.ن4: جدیدا اون بغل عکس خودمم هست!
1.برام عید امسال عجیب دوست نداشتنی بود.نمیدونم چرا هیچ چیزی از عید تو نگام نبود...البته این اصلا مهم نیست، تو این 2-3 روز آخر چندتایی خوش بیاری کوچیک داشتم تا کپسول تحملم پر بشه...
2.تو سالنامه ی دوسال پیشم یه یادداشت از خودم پیدا کردم: " بهار آنست که خود بجوید نه آنکه تقویم بگوید!..." یادم افتاد همون موقع که این یادداشتو مینوشتم خودم حالم بهم خورده بود از نوشته م.اما حالا که داشتم میخوندم به نظرم خیلی هم بد نبود...حالم بهم که نخورد هیچی جا هم اومد!
3.آلبوم سیاوش هنوز بیرون نیومده.البته کلیپ آهنگ دلتنگی از ماهواره پخش شده و احتمالا دیدینش.اگه هم مث ما بدون دیشین اینجا لینک دانلود کلیپه که میتونید بگیریدش.تو همین لینک چند فرمت مختلف هست که میتونید بسته به سرعتتون بدانلودید(!) این آهنگ بدجوری ناامیدم کرد! قبلا هم گفتم زیاد با رامون حال نمیکنم الان هم بیشتر. این آهنگ که تماما بزن و بکوب بود و دریغ از یه ذره سلیقه و ذوق و نوآوری تو تنظیم.یعنی کل آلبوم هم اینطوره؟ دلم لک زده برای تنظیمای اروین...تنها نکته ی خوب این وسط خود این کلیپه, بالاخره یکی پیدا شده برای سیاوش یه ویدیوی آبرومند بسازه...یه سیاوش اکتیو و باحال با یه بارونی خوشگل...کارگردان کلیپ یک اسم ِجدیده : الکس فرا
اما روی هم رفته اصلا به آلبوم جدید امیدوار نیستم.احتمالا از اون آلبومها باشه که فقط به درد ضبط ماشین میخوره(با عرض معذرت از طرفداران سیاوش اما اصل حرفو باید گفت یادتون هم نره من خودم دیوانه ی سیاوشم!)
4.سریال مدیری رو میبینید؟ محشره...بعد از سالها دارم با مدیری حال میکنم...مهران مدیری ریسک کرده، نو آوری کرده دیگه از برره بازی و دلقک بازی خبری نیست.برای اولین بار دارم از بازی یه بازیگز زن تو کار مدیری لذت میبرم، (بهاره رهنما) هجو دنیای مافیایی هم خنده دار از آب دراومده.مخصوصا بازی خمسه و اون پیرمرد همراهش میچسبه واقعا!
5.یکی از رفقا میگفت یه بار یکی از مرلین منسون پرسیده چرا قیافه ت اینطوره؟ چرا سر و شکلت رو اینجوری میکنی؟(نقل به مضمون) منسون جواب داده:" همه ی مردم دنیا این شکلین..." حرف منسون رو که گرفتید؟! قضیه ی ساده ایه , نه؟!

پیوست1:فردا هم که...همیشه از 13 به در متنفر بودم.بچگیا که اون حس پایان تعطیلات بود حالا هم که هزار جور چیز دیگه.اصلا حالم به هم میخوره که مردم همینطور گله ای(بلانسبت) میریزن تو طبیعت...که چی آخه ؟ حالا 13 تون به در شد؟؟ نحسی رو از خونه بیرون کردید؟؟ {...!} تو طبیعت؟!! من که احتمالا کل روز رو بگیرم بخسبم.
پیوست 2: کافه رویا هم آپ که نه, تعطیل شد....
اعتیاد
بعد از نزدیک یک سال به راه افتادن اینجا تازه وبلاگ داره اون چیزی میشه که میخواستم.یه جور پاتوق.یه جا که چند نفری درو هم جمع شیم و گپ بزنیم.تو این چند پست آخر و آشنایی با رفقای جدید حسابی به اینجا امیدوار شدم.بدجوری به نظراتون اعتیاد پیدا کردم! همه چیز همونجوری شده که میخوام.همین که میاین و پستا رو کامل میخونید و نظر میدید کلی برام ارزش داره. اینکه نظرا الکی نیست...التماس برای اینکه به وبلاگ منم بیا نیس...اینکه هر پست خیالم راحته 10-12 تا نظر خالص بخونم و حال کنم از دور هم بودنمون...
تازگی
مثل اینکه شوخی شوخی بهار هم داره از راه میرسه,یک سال دیگه هم گذشت.راستی چرا هر چقدر بزرگتر میشیم سالا زودتر میگذرن ؟ ولی به نظرم این بهارا هیچی نداشته باشه یه جور احساس تازگی و تحول رو تو آدم زنده میکنه,بعضیا رو خیلی و بعضیا رو هم کمی امیدوار میکنه.خب اینا که بد نیست,هست؟ پس پیشاپیش بهارتون مبارک!باشد که متحول شویم!
حامد بهداد
آدم بعضی اوقات مجبور میشه به یه نفر حسادن کنه! خواهشا خودتونو نزنید اون راه! این یه حقیقته.چند شب پیش سر قسمت آخر یه مشت پر عقاب به حامد بهداد حسادت کردم به اون همه نبوغ و استعدادش.
نمیدونم وقتی به خلعت(رضا کیانیان) التماس میکرد تو چشاش نگاه کردین؟ (- یه کاری بکن…التماست میکنم…التماست میکنم) جلو تلویزیون یخ زده بودم…
سشوار
به عنوان عیدی
چند تا چیز تازه از محسن نامجو براتون پیدا کردم که اگه نامجوباز باشید خوشتون میاد اگه هم نه که هیچی! نامجو یه ترانه داره با نام "گیس" که چند وقت پیش پخش شد.اگه کار رو نشنیدید یه لینک از این آهنگ میذارم که در واقع اجرای زنده در کنسرت روتردامه. سنگینه اما زود دانلود میشه مخصوصا اگه نصفه شب آن باشین! این آهنگ شعر عجیبی داره و نامجو یه جاش هم با آیه ی " و اعتصمو به حبل الله و لا تفرقو " یه بازی جالب میکنه.یه قسمت از شعر کارم واسه قلقلک بیشتر شما میذارم:(برای دانلود آهنگ میتونید به اینجامراجعه کنید)
ای درد توام درمان در بستر ناکامی
وی یاد توام مونس در گوشه ی تنهایی
وی خاطره ات پونز , نوک تیز ته کفشم!
این صندل رسوایی, این صندل رسوایی!
گرگی تو و میشم من , جمعا به تو آویزیم!
آب از تو سریشم من , جمعا به تو آویزیم!
اگزاز و دیازپامی, جز زلفت آرامی!
چون زلف تو نارامم رسوا و پریشم من!
سشوار …سشوار…سشوار!
دریای خزر گردم خواهی تو اگر جونم!
محصول هنر گردم خواهی تو اگر جونم!
ای وای...ای وای...ای وای!

این هم یه عکس تازه از نامجو کنار دیوار برلین…
پیوست1: از اونجا که تموم کارهای من و کلا فلسفه ی زندگیم حسی و دلیه, خواهشا از کاوه و سیاوش و ....سراغ نگیرین که پا نمیدن.(من اگه این فعل پا دادن نبود چی کار باید میکردم؟؟)
پیوست2:مازیار و مهشید مرسی از استقبالتون برای خاطرات هنرستان...راستش نوشتن از اون دوارن دل و دماغ میخواد که فعلا نیست.میدونید که بعضی اوقات بسته به موقعیت فعلی آدم یادآوری خاطرات خوش گذشته زجرآوره...
1.اينكه بعد از يه مدت طولاني زندگي عشقي و بي نظم يه دفعه به يه محيط منظم پا بذاري خيلي آزاردهنده ست دقيقا مثل الان من كه به از 10 ماه زندگي بي حساب كتاب عشقي و حسي به تمام معنا مجبورم 4 روز در هفته رو منظم و سروقت باشم تازه دو روزش هم از نوع 8 صبح! اينا رو گفتم كه يعني تاخير بيش از حدم به خاطر اين شرايط جديده و اينا و اونا و اينا......
2. تا حالا با هيچ كدوم از همكلاسيام ارتباط درست و حسابي نگرفتم.بدجوري اينجا تك و تنها افتادم. البته خيلي مهم نيست خيلي وقته با تنهايي كنار اومدم.عصرا با رفيق شيشا ميچرخيم...به ياد هنرستان...تنها نقطه ي روشن زندگيم...جايي كه 2 سال به معناي واقعي كلمه توش زندگي كردم...(خاطرات هنرستان بماند براي يه پست جدا...اگه پا داد)
3.از نظراتون تو پست قبل ممنون.تشابه نسبي ِ نظر عسل و دختر خورشيد برام جالب بود، از اون ور اسعد و مازيار هم مثل هم زدن به بي خيالي. چيزي كه يه آدم مدرن بايد تو اين دنياي مدرن داشته باشه.
راستي عسل اون شعر سهراب كه بخشي شو نوشتي محبوب ترين شعر عمرمه.
4.اين چند وقته كه وبلاگ تعطيل بود كلي سوژه هم از دست رفت.آلبوم كاوه يغمايي كه بالاخره بيرون اومد،دموي آلبوم سياوش،علي دايي(!) و...تازه قرار بوده كه از حبيب هم بنويسيم كه بماند...
كسايي كه آلبوم كاوه رو شنيدن نظر يادشون نره تا تو پستاي بعدي مفصل بريم سراغش...دموي يكي از آهنگاي سياوش هم تو وبلاگ سياوشموزيك(لوگوي بغل) هست البته فكر ميكنم چند روز بعد آلبوم كامل بياد دستمون.
احتمالا تو امريكا آلبوم پخش شده...
5. اين شعر عمران صلاحي رو خيلي دوست دارم...هر چند كار من يكي ديگه خيلي وقته كه از خستگي هم گذشته!
كمك كنين هلش بديم،
چرخ ستاره پنچره
رو آسمون شهري كه ستاره،برق خنجره
گلدون سرد و خالي رو بذار كنار پنجره
بلكه با ديدنش يه شب،وابشه چن تا حنجره
به ما كه خسته ايم بگه،خونه بهار كدوم وره؟





